پارت شصت :
فصل بیست و ششم
نگار
سیاوش فقط دوسال از من بزرگتر است اما انگار هزارسال از همهى بچههاى کوچه بزرگتر است. صبحهای تابستان لباس سرهمى آبىنفتى مىپوشد و میرود مکانیکی عمویش کار مىکند
مىگوید: مرد باید کار کنه. توى کوچه پلاسى که چى بشه؟
این را به حمیدرضا مىگوید. به غرور حمیدرضا برمىخورد و از فردا بساط آبانجیرفروشىاش را باز مىکند که عجیب هم مىگیرد.
فق
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
2واقعافاز مینو چی بوده؟نگارففط یه بچه بود